چند قدم فاصله به قلم دیبا کاف
پارت شصت و پنجم :
دارا قدمی جلو اومد و آستین هاش رو بالا زد.
- حق نداری تحت فشار بذاریش… آلا با تو برنمیگرده… تموم شد.
چشم هاش سرخ شده بود.
چقدر راحت از حدش رد میشد.
سرم رو کج کردم و همونطور که به آلا نگاه میکردم جواب دادم.
- عجیبه… یادمه روزی هزار بار میگفتی بچتو حاملست... تکلیفشو روشن کن… منم اومدم همون کار رو کنم… مال خودمه میدونم باهاش چیکار کنم.
عصبی شد و نفسش رو فوت کرد.
دقیقا هموÙ
مطالعهی این پارت حدودا ۷ دقیقه زمان میبرد.
این پارت ۱۸۸ روز پیش تقدیم شما شده است.

دیبا کاف | نویسنده رمان
بذارید بریم جلوتر ببینیم سرنوشت چی براشون در نظر گرفته
۶ ماه پیشزهرا
3اگه دارا برادر دانیال نبود مطئنن عشق دارا و آلا رو دوست داشتم ولی خوب اینجوری عشق دارا کثیفه اما آلا حق داره عاشق هرکی به غیر از دانیال بشه تعهدی بهش نداره ولی دارا به حکم برادری نباید خط قرمز رو رد می کرد توی دنیای واقعی اگه کسی بره سراغ دوست دختر سابق برادرش حتی اگه ازهم متنفر باشن خیلی قبیحه
۶ ماه پیشملیکا
1ولی من تو زندگی واقعیم به چشم دیدم که یه پسره با دوست دختر سابق داداشش ازدواج کرد و خوشبختن
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
نمیشه درمورد همه چی صد در صد نظر داد آدم های مختلف تصمیمات متفاوتی میگیرن و نتیجه تصمیماتشون هم کاملا بستگی به کنش های اون شخص داره
۶ ماه پیش😉😉لطفا پاسخ بدین
1سلام قیمت رمان کامل چنده تا واریز کنم
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
رمان تو همین اپلیکیشن تکمیل میشه برای خرید عضویت روی گزینه ارسال درخواست عضویت کلیک کنید
۶ ماه پیشمحرابی
1ممنونم زیبا بود. الهی بگردم آلا رو. یعنی قراره روز های سختی کناردانیال بگذرونه یا که برعکس مشکل اینه دانیال اونو به چشم دختر اسماعیل میبینه
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
باید ببینیم داستان چجوری پیش میره
۶ ماه پیشآنیا
1ممنونم نویسنده ی عزیز بابت رمان قشنگت.فقط کاش دانیال رو میشد خفه کرد😑😂
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
قربونت برم عزیزدلم😘
۶ ماه پیشآنیا
1باز این بشر اومد با خودش کلی مریضی و بد ذاتی و پستی آورد.مگه اینکه آلا فراموشی یا مشکل عقلی داشته باشه که عاشق دانیال سادیسمی بشه وگرنه ادم با عقل سالم و تفکر منطقی و حتی احساسی،هیچوقت به این ادم دل نمیده.وای این ادم میاد دلم میخواد از پشت گوشی بیام بگیرم بزنمش😑
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
چرا کتک کاری حالا آرامش خودت رو حفظ کن دختر😂
۶ ماه پیشکوثر
4مطمئنم که دارا هم همه چیو ول می کنه برمی گرده ایران و اینکه آلا فقط برای اینکه بین دوتا برادر جنگ نشه و به دارا آسیب نزنه راضی شد بره
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
هم این هم اینکه نمیتونست تو ایتالیا بمونه ویزاش تفریحی بود و بعد سه ماه باطل میشد ایرنه و ریکاردو هم که قصد لو دادنش رو برای کار کردن غیر قانونی داشتند
۶ ماه پیشکوثر
1آره دقیقا.
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
👍🏻
۶ ماه پیشکوثر
1والا ما فقط حدس می زنیم ولی معلوم نیست چی میشه حدسامون رو هواست🤣
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
😂
۶ ماه پیشAsma
2دانیاله کثااااافت 😔
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
🫠
۶ ماه پیشکوثر
1خب خب تجربه نشون داده که تنفر می تونه تبدیل به عشق بشه پس میشه به عشق آلا و دانیال امیدوارشد اما روند این رمانو نمی دونم چون با بقیه متفاوته ولی خب حس پیداکردن دانیال به آلا دور از انتظار نیست چون هم حس و حال رابطه که باهاش داشته فراموش نکرده هم اینکه مادربچشه و هم اینکه اگه آلا رو بیشتر بشناسه
۶ ماه پیشکوثر
1حتما حس بهش پیدا می کنه
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
🫠
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
رو حدساتون خیلی حساب نکنید😁
۶ ماه پیشکوثر
1من این وسط موندم واسه عشق آلا و داراکه اینجوری شد ناراحتم ازون طرف واسه اومدن دانیال و اینکه به آلا برسه خوشحالم خلاصه اینکه الان دچار یه خوددرگیری درونی شدم🤣🤣🤣🤦🏻 ♀️
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
ای خدا😂
۶ ماه پیشستاره
2یک نیست بگه وقتی سنگ خورد تو مخت مگه الا نگرانت نشد و با شالش رو زخمتو گرفت تو روخوش دادی به آلا که حالا توقع داری
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
😂
۶ ماه پیشمهسا
6از این دو برادرخیلی بدم میاد دانیال با این عقده ای بودنش ودارا با خیانت به برادرش و فرصت طلب بودنش کاش یه جنتلمن واقعی باشه که نه به خاطر هوس بلکه به خاطر خودآلا عاشقش بشه این دو تا که همش از کنار آلا بودن وسوسه شد ن
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
باید ببینیم در ادامه چی پیش میاد اما انقدر ها هم منفور نیستن
۶ ماه پیشمعصومه
1چقدر پرروئه این بشر، نکنه می خوای آلا نگرانتم بشه اونم با این همه بلایی که سرش آوردی؟
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
😂
۶ ماه پیشیاسمن
1چقد رو داری تو بشر انتظار داره نگرانشم بشه
۶ ماه پیش
دیبا کاف | نویسنده رمان
😂
۶ ماه پیش
لطفا صبر کنید...

سارا
1دانیال محاله آدم بشه این بشر انعطاف پذیری نداره که دارا وآلا هم که عاشق همن به نظر م تنها راه رسیدن این دوتا به هم مرگ دانیاله یا اینکه بیفته تیمارستان